تبليغاتX
یادداشتهای گم شده
ساده...حتی مثل آب...!!

چترهارا باید بست....

زیر باران باید رفت...

  فکر را خاطره را زیر باران باید برد!

 دوست را زیر باران باید دید...

عشق را زیر باران باید جست.....!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 3:43  توسط ماه پیشونی | 

به جای دسته گلی که فردا بر سر قبرم نثارم می کنی.

امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن......

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی.

امروز با تبسمی شادم کن......

به جای اون متنهای تسلیتی که فردابرایم می نویسی.

امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن.....!!!!! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 2:5  توسط ماه پیشونی | 

 

اگه یه روز احساس کردی می خوای گریه کنی.منو صدا کن بهت قول نمی دم که تورو بخندونم اما می تونم باهات گریه کنم......

اگه یه روز خستگی تورو وادار به گریز کردنترس!!منو صدا کن.قول نمی دم که ازت بخوام که این کارو نکنی اما می تونم با تو راهی بشم.....!!!

اگه یه روز حوصله گوش کردن به کسی رو نداشتی.منو صدا کن....قول می دم که خیلی ساکت باشم!!!!

اما اگه یه روز با من تماس گرفتی و جوابی نیومد زود بیا که منو ببینی...

شاید به تو احتیاج داشته باشم.....

                                            تنها به تو...............

سادگی مرا ببخش که خویش را تو خوانده ام....

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 1:18  توسط ماه پیشونی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من پراز حرف سکوتم که خودش یه دنیا قصه س..........

نوشته های پیشین
مهر 1387
بهمن 1385
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
...از سر دلتنگی.....
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM